|
سکوت عشق |
|
سکوت |
سکوت حکمتی است که هنوز کسی به ارزش کلیدی آن واقف نشده است مگر اهل حکمت
+ نوشته شده در دوشنبه 1390/08/16ساعت 1:55 توسط محمد |
از تنهایی گریزی نیست . . بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند . . . نمیخواهم کسی شال
گردن اضافی اش را دور گردن آدم برفی احساسم بیاندازد
+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/05ساعت 1:34 توسط محمد |
در بند هوائیم،یا ضامن آهو در فتنه رهائیم یا ضامن آهو بی تاب و شکیبیم،تنها و غریبیم بی سقف و سرائیم یا ضامن آهو عریانی پائیز،خاموشی پرهیز بی برگ و نوائیم یا ضامن آهو سرگشته تر از،عمربرگشته تر از بخت جویای وفائیم یا ضامن آهو آلوده ي،بد نام فرسوده ایام با خودبه جفائیم یا ضامن آهو آلوده مبادا،فرسوده مبادا اینگونه که مائیم یا ضامن آهو پوچيم و كم از هيچ،هيچيم و كم از پوچ جزنام نشائيم يا ضامن آهو ننگيني ناميم،سنگيني ننگيم در رنج و عنائيم يا ضامن آهو چندي است به تشويش،با چيستي خويش در رنج وعنائيم يا ضامن آهو افتاده به عصيان،تن داده به كفران آلوده رهائيم يا ضامن آهو حيران شده ي رنج،توفان زده غم دريا ي بكائيم ياضامن آهو دل خسته و رسته،از هر چه گسسته خواهان شمائيم يا ضامن آهو روزي بطلب تا،یک شب به تمنا نزد تو بیایم یا ضامن آهو در صحن و سرایت،ایوان طلایت بالی بگشائیم یا ضامن آهو باما کرم تو،ما در حرم تو ایمن ز بلائیم یا ضامن آهو چشم از تو نگیریم،جز تو نپذیریم اصرار گدائیم یا ضامن آهو
+ نوشته شده در سه شنبه 1390/11/04ساعت 9:45 توسط محمد |
زيبائي گل را براي زندگيت و كوتاهي عمرش را براي كوتاهي غمهايت آرزو مي كنم.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/07ساعت 2:49 توسط محمد |
رفتن بهانه نمیخواد بهانه های ماندن که تمام شوند کافیست
+ نوشته شده در سه شنبه 1390/10/06ساعت 2:57 توسط محمد |
ای آسمان، ای مهربان، ای دوست با وفایم ...
امشب فهمیدم من از همه بی وفاترم ...
چه شبهایی که با تو دردودل نکردم ...
چه شبهایی که زیر چتر پر ستاره ات اشک نریختم ...
ولی هیچگاه نپرسیدم ...
تو چرا تاریکی ...
تو چرا گریانی ...
+ نوشته شده در یکشنبه 1390/10/04ساعت 7:43 توسط محمد |



+ نوشته شده در یکشنبه 1390/10/04ساعت 5:56 توسط محمد |

چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردائی؟
پیله ات را بگشا ... تو به اندازه یک پروانه زیبائی.
+ نوشته شده در شنبه 1390/10/03ساعت 5:36 توسط محمد |
در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک قلب
+ نوشته شده در جمعه 1390/10/02ساعت 5:32 توسط محمد |
رمز تصميم گيري هاي بهتر اين است كه باور كنم سزاوار وضعيت بهتري هستم و سپس برپايه ي اين باور، عمل كنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/01ساعت 23:2 توسط محمد |
هندوانه روياهايتان شيرين،انار موفقيتهايتان پردانه،پسته خاطراتتان خندان وقصه زندگيتان خوش باد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/30ساعت 16:54 توسط محمد |
یلدا دختری سیاه مو،بلند بالا ،یادگار نام وطن،میوه پائیزی ایران،عروس زمستان در راه استاو را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم ایرانی بودن و ایرانی زیستن را فراموش نکنیم یلدا بر همه دوستان مبارک.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/30ساعت 13:45 توسط محمد |
قصه آدم، قصه پيله است و پروانه، قصة تنيدن و پاره كردن. قصه به درآمدن، قصه پرواز... من اما هنوز اول قصهام؛ قصه همان دلي كه روي اولين پله مانده است، دلي كه از بالا بلندي واهمه دارد، از افتادن. پايين پاي نردبانت چقدر دل افتاده است! دست دلم را ميگيري؟ مواظبي كه نيفتد؟
+ نوشته شده در جمعه 1390/09/25ساعت 21:50 توسط محمد |
يك ساعت از عمر گذشته را به هيچ بهايي نمي توان بازگردانيد، اما با دادن چند تكه پول ناچيز مي توان تجربه هاي تمام عمر بزرگترين خردمندان جهان را به دست آورد.
+ نوشته شده در جمعه 1390/09/25ساعت 21:47 توسط محمد |
عشق، نيرويي است كه ما را بار ديگر به هم مي پيوندد تا تجربه اي را كه در زندگيهاي گوناگون و در مكانهاي مختلف جهان پراكنده شده است، بار ديگر متراكم كند.
+ نوشته شده در جمعه 1390/09/25ساعت 21:43 توسط محمد |